
بنام خداوند جان و خرد
مدت هاست که دلم می خواست که بنویسم و نوشته های خودم را نه برای دیگران بلکه واسه خودم برای آینده در جایی به ثبت برسونم الان که این امکان برام مهیا شده خواستم امروز شانزدهم شهریور ماه ۱۴۰۳ شروع کنم.
از گذشته دوست ندارم بنویسم چرا که آینده است که خواهد رسید و امید به آینده باعث تلاش و بقای من خواهد بود.
چند سال پیش یک هدف را برای خودم مشخص کرده بودم و آن هم شرکت در یک مسابقه ماراتن قبل از ۵۰ سالگیم بود که متاسفانه به دلایل زیاد محقق نشد .
ولیکن از ابتداء امسال با تفكر اینکه هنوز دیر نشده شروع کردم به تمرين و هفته گذشته در یک ایونت که ماراتن کیش بود در ۱۵ کیلومتر شرکت کردم , و توانستم به خط پایان برسم .
هدفم فقط ديدن خط پایان بود نه مسابقه نه برنده شدن , خواستم فقط برنده خودم باشم از آنروز خیلی حس خوبی پیدا کردم چرا که شاید هنوز یک ماراتن کامل نبود که حتما در سال آینده شرکت خواهم کرد .
ولی هدفی بود که سالها فکر من رو مشغول خود کرده بود ولی از اینکه برای رسیدن به هدف اصلیم قدم برداشته ام بسیار خوشحالم .
به خودم اعتماد کردم برای رسیدن به اهدافی که دارم هنوز هم میشه امید داشت تلاش کرد تا محقق شود.









دیدگاه
ندا کهن